گزارش سمینار سفیران مرز پرگهر

شبکه اجتماعی کارآفرینان

 

گزارش سمینار کارآفرینی در گردشگری (سفیران مرز پر گهر)

تاریخ برگزاری : 20 آذر ماه 1392

تهیه و تنظیم : سرکار خانم محیا طاهر اکبری

همه چيز از آنجايي شروع شد كه در يك عصر دل انگيز تابستاني، خبر قبولي خود را در مقطع كارشناسي ارشد شنيدم و از خوشحالي در پوست نمي گنجيدم چرا كه در اولين رشته-شهر انتخابي ام قبول شده بودم، رشته اي كاملاً ناآشنا و در عوض دانشگاهي كاملاً آشنا و به نام. بله، من در رشته مديريت كارآفريني با گرايش بين الملل مجوز ورود در يكي از بهترين دانشگاه هاي ايران را دريافت كرده بودم بي آنكه بدانم كارآفريني چيست و كارآفرين كيست!
مدت كوتاهي از شروع ترم نگذشته بود كه ضمن آشنايي با مباني كارآفريني در دروس جبراني و اصول پيشرفته آن در دروس اصلي، موظف شدم كه به عنوان بخشي از پروژه عملي، در يك سمينار يا همايش مرتبط با كارآفريني شركت كرده و گزارشی از آن ارائه دهم. راستش با سابقه ي خبرنگاري و علاقه ام به نگارش متن هاي خبري مشكلي از اين حيث نداشتم و پس از اطلاع از برگزاري سميناري با عنوان " سفيران مرز پرگهر" مرتبط با حوزه ي "فرصت شناسي و كارآفريني در گردشگري"، در تاريخ مقرر كه 20 آذر ماه سال 1392 بود، خود را به محل برگزاري سمينار مذكور رسانيده و با انگيزه و هيجان زايد الوصفي منتظر كسب تجربه اي جديد بودم.
مطلبي كه حضور در اين سمينار را برايم جالب تر كرده بود، اينكه در كنار برگزاري آن، نمايشگاهي نيز برپا شده بود كه ماحصل زحمات دستان پرتلاش كارآفريناني جوان بود، و مي توان گفت يكي از نكات حائز اهميت و نقطه قوت اين سمينار نيز شايد همين باشد چرا كه آن را از حالت روتين درآورده و مخاطب مجبور نيست تنها به سخنان سخنرانان و ميهمانان برنامه گوش فرا دهند.
برنامه با قرائت آياتي از قرآن كريم و طنين افكندن سرود پر افتخار كشورمان آغاز گرديد و نكته ي جالب توجه ديگر اينكه "جناب آقاي دكتر حيدري" كه خود از پيشگامان صنعت گردشگري و عضو جامعه راهنمايان گردشگري كشور نيز هستند، مسئوليت اجراي اين برنامه را بر عهده داشتند و برنامه را با سخناني در زمينه ي صنعت گردشگري و منفعت رساني به جامعه محلي به عنوان يكي از اصلي ترين شاخصه هاي صنعت توريسم آغاز كردند. سپس، رشته ي كلام را به دست استاد فرهيخته "جناب آقاي دكتر امير اخلاصي" كه از اعضاي هيئت علمي دانشگاه تهران و متخصص در برندينگ و بازاريابي هستند، سپردند تا مطالبي با موضوع " كاربرد علوم شناختي و روانشناسي در غني سازي تجربه مشتريان" ارائه دهند.
ايشان با اشاره به اينكه در دانشگاه ها كمتر به مقوله ي توريسم پرداخته مي شود، اندكي پيرامون تجربه و فروختن آن به ديگران با اضافه نمودن جنبه هاي ناملموسي از آن مثل شوخي و سرگرمي صحبت نمودند  و اينكه همه ي تجربيات موجود در دنيا، چه در عرصه ي كار و چه در عرصه ي زندگي، مي توانند هم بخش هاي خوشحال كننده داشته باشندو هم بخش هاي ناراحت كننده. ايشان با مطرح كردن اين سئوال كه - وقتي ما تجربه اي را به مشتريانمان مي فروشيم، چه كنيم كه آن تجربه از بخش هاي نارحت كننده ي كمتر و طبيعتاً از بخش هاي لذت بخش بيشتري برخوردار باشد – توجه مخاطبين را به كشف سه اصل در مورد انسانها و استفاده از آن اصول براي جذاب كردن تجربه در حوزه ي گردشگري جلب كردند.
"دكتر اخلاصي"، سه اصل يا سه اثر در علوم شناختي كه شامل اثر توالي، اثرگذر زمان و اثر منطقي سازي مي شود، را بر شمردند و توضيحاتي پيرامون هر يك از سه اثر مذكور ارائه دادند."اثر توالي" كه در مورد ترتيب جريان اتفاقات يك تجربه صحبت مي كند. "اثر گذر زمان" كه درباره ي اينكه بشر گذر زمان را چگونه ادراك مي كند، بحث مي كند و "اثر منطقي سازي" كه در مورد ويژگي هاي دليل تراشي آدمها صحبت مي نمايد.
ايشان، همچنين براي هر يك از اين سه اثر مثال هاي جالبي مطرح كرده و در ادامه با بيان كردن 5 اصل كاربردي در مورد تجربه به سخنان خويش پايان دادند و آن اصول را اينگونه توضيح دادند. "اصل اول": پايان قوي چرا كه از كل تجربه، پايان آن در خاطره مي ماند."اصل دوم" : تمام قسمت هاي ناخوش تجربه را در صورت امكان در ابتدا قرار دهيد. "اصل سوم" : خوشي ها را بخش بندي و ناخوشي ها را تركيب و يك كاسه كنيد. "اصل چهارم" : به مشتري حق انتخاب دهيد و تعهد ايجاد كنيد و بالاخره "اصل پنجم" : براي خدمات و تجربه مشتريان، آداب و رسوم ايجاد كنيد و به آداب و رسوم موجود نيز پايبند باشيد.
در خلال برنامه، "دكتر حيدري" در زمينه ي آژانس هاي گردشگري و ماهيت توريسم كه بايد با شناخت كافي همراه باشد، صحبت نمودند و اشاره كردند كه براي حركت رو به جلو در اين صنعت، نيازمند ياري دانشجويان اين رشته هستيم و توريسم پايدار و توسعه ي آن، بدون توسعه ي فرهنگي، اجتماعي، سياسي و زيست محيطي مقدور نمي باشد.
در ادامه ي برنامه، "سركار خانم افسانه احساني" كه يكي از پيشكسوتان اكوتوريسم كشور، مدير آموزشي "موسسه اكوتور ايران"و همچنين "موسسه آواي طبيعت پايدار" نيز هستند، به ايراد سخن پرداختند. ايشان از چگونگي علاقمندي شان به محيط زيست با توجه به مدرك تحصيلي شان -كارشناسي ارشد جغرافي و برنامه ريزي توريسم- و فعاليتهايشان در زمينه ي طراحي و اجراي توانمند سازي جامعه محلي بانوان در بخش صنايع دستي سخن گفتند و اينكه چگونه بين تخصص خود و سفرهايي كه انجام مي دادند، ارتباط برقرار كردند و طي آشنايي با پژوهشگران "موسسه اكوتور ايران" و استفاده از تجربيات ايشان، متوجه عدم شناخت جامعه محلي از فعاليت هاي گروه ها و انجمن هاي محيط زيست شدند و تلاش كردند تا پيوندي بين آنها برقرار كنند و با اشاره به اينكه براي انجام چنين كارهايي حتماً بايد به صورت گروهي عمل كرد، فرمودند استفاده از نيروهاي داوطلب، اثرگذارتر است و نقش فعاليت هاي داوطلبانه را در اين رابطه، پررنگ دانستند.
در اين بين به چالش هاي موجود نيز گريزي زدند و كمبود نيروي انساني،  كمبود مطالعات ميداني، فقدان رابطه بين ذينفعان و ذيربطان، كمبود منابع مالي و تأثير مستقيم رسانه در زندگي افراد را از جمله ي آنها بر شمردند. و در انتها با  ذكر يك نكته ي زيبا ولي اثرگذار و جالب، سخنان خود را به پايان رساندند كه "اگر به هنرهاي بومي علاقمند نيستيد، به كساني كه آنها را دوست دارند پيشنهاد دهيد و مطالب منفي نگوييد!"
برنامه با معرفي "آقاي بگ زاده" به عنوان "موسس اولين باشگاه گردشگري و آژانس گردشگري"، ادامه يافت."آقاي بگ زاده" كه فارغ التحصيل رشته ي علوم سياسي و روابط بين الملل هستند، سخنان خود را اينگونه آغاز نمودند كه "من يك شك فلسفي دارم و آن اينكه كارآفرين شدن است يا بودن؟ و اساساً افراد، كارآفرين مي شوند يا هستند؟" ايشان با اشاره به اين كه در ايران تعريف جامع و صحيحي از كارآفرين و كارآفريني وجود ندارد، فرمودند "به نظر من كارآفريني يك مرض مسري است."
"آقاي بگ زاده" در ادامه به فرصت شناسي در زمينه ي گردشگري در ايران و رشته هاي مختلف دانشگاهي در ايران و جهان اشاره نمودند و ايراد بزرگ افراد را نداشتن ديد صنعتي  نسبت به مبحث گردشگري در ايران دانستند. ايشان با ذكر اين موضوع كه نبايد در اين زمينه از دولت انتظاري داشته باشيم گفتند "كه اين كارآفرين است كه بايد به دنبال فرصت ها باشد و دولت فقط بسترهاي لازم را فراهم خواهد كرد."
ايشان با اشاره به فقدان شناخت كافي از صنعت گردشگري، انتقاد ديگري كرده و فرمودند كه " ما متأسفانه از فرصت ها استفاده نمي كنيم و نبايد تمام حواسمان معطوف آژانس هاي مسافرتي اي باشد كه تنها مجري هستند." همچنين در ادامه، آمارهايي از سازمان ميراث فرهنگي پيرامون تعداد آژانس هاي گردشگري در ايران و تهران و رتبه هاي گردشگري كشورهايي نظير مالزي و تركيه ارائه دادند و خاطر نشان كردند كه "سياست گذاري در سطح كلان به خوبي انجام نشده است!"
"آقاي بگ زاده" از تجربيات خويش به عنوان موسس اولين باشگاه گردشگري در ايران، توصيفاتي داشته و اهم فعاليت ها و فرصت شناسي هاي اين باشگاه را برشمردند كه از آن جمله چگونگي شناخت نيازهاي مسافر ايراني بود و اين كه فرصت شناسي ها بايد با آميخته هاي بازاريابي انطباق داشته باشد و سخن را اينگونه به پايان رساندند :
"خدايا چنان كن سرانجام كار"      "كه تو خشنود باشيو كارآفرين مايه دار!"
بعد از صحبت هاي مفيد "آقاي بگ زاده"، دو ميهمان خارجي به نام هاي "صوفيا " و "الينا" كه اهل اوكراين بوده  و از دانشجويان دانشگاه تهران نيز به شمار مي رفتند، اندكي در مورد موقعيت جغرافيايي اوكراين، زبان، دين، مذهب، صنايع دستي و مباحث مرتبط با صنعت گردشگري اين كشور صحبت كردند و با ارائه عكس هايي در قالب اسلايد، از لباس هاي سنتي اوكراين در قديم الايام، كمربند، كفش، كلاه، آشپزي، پخت نان و اهميت آن در تنوع غذايي اين كشور، و مواردي از اين دست، سعي نمودند كشور خويش را در بحث تورسيم به ما بشناسانند.
سپس، با اهداي يادبود به سخنرانان و ميهمانان برنامه از همه دعوت شد تا براي پذيرايي و بازديد از غرفه هاي نمايشگاه به سالن اصلي بروند. برنامه لذت بخش و جالبي بود و مطالب مفيدي از دل آن برداشت كردم و همچنين، از يكي از غرفه ها كه مربوط به "مادران كارآفرين كودكان نابينا" بود، گردنبندي به رسم يادبود و براي كمك به اين موسسه خريداري نمودم. يكي ديگر از غرفه هاي جالب توجه نمايشگاه، غرفه ي "كتابرانه" بود كه توسط آقاي يزداني –كارآفرين ميهمان سمينار- راه اندازي و ارائه شده بود. ايشان، اتومبيل شخصي خويش را به شكل يك كتابفروشي سيار درآورده و غرفه هاي كوچكي در آن تعبيه كرده بودند.
پس از پذيرايي و بازديد از نمايشگاه، برنا    مه با دعوت از آقاي "عليرضا كاظمي"–كارآفرين حوزه ي گردشگري روستايي- ادامه پيدا كرد."آقاي كاظمي" ابتدا كمي از سوابق كاري و فعاليت هاي اجتماعي و اقتصادي خويش سخن گفته و سپس، از چگونگي آشنايي با منطقه كوهستاني و زيباي ديلمان واقهع در استان گيلان، صحبت كردند. ايشان پروژه ي خويش را به 50 گام بخش بندي كرده و يك به يك براي حضار، چگونگي پيشرفت كار و روند اجرايي پروژه و موانع و مشكلات كار را توضيح دادند.
از گام هاي نخستين كه شناخت پتانسيل منطقه، جلب توجه سرمايه گذاران مختلف خصوصاً افراد بومي منطقه، آشنايي با شركت هاي ساختماني از طريق سرمايه گذاران آشنا در حوزه ي رسانه، خريد زمين در ديلمان گرفته تا تحصيل در رشته ي هتلداري و عزم جدي براي تبديل كردن ديلكمان به قطب گردشگري كوهستاني اسلامي، ارتباط با مردم و تهيه گزارش در مجلات و نشريات، گردآوري فرهنگ هاي فراموش شده ي منطقه با توجه به غناي تاريخي آن، برقراري ارتباط با مسئولين دولتي، سازمانها و نهادهاي ذيربط، ايجاد دفاتر زنجيره اي. در نهايت، اجرايي كردن آن به شكل اوليه و طرح كمپ هاي فصلي كه شامل مجموعه ي كاملي از امكانات اقامتي و تفريحاتي بود.
"آقاي كاظمي"، در فرصت كوتاهي كه در اختيار داشتند، تمامي زواياي كار و چگونگي پياده سازي  اين طرح، امكانات و ملزومات بكار گرفته شده، برنامه زمان بندي و تبليغات و بازاريابي را با ارائه اسلايدهايي متشكل از عكس هايي زيبايي از اين منطقه كوهستاني و كمپ هاي گردشگري، براي مخاطبين توضيح دادند. كه براي من، به عنوان يك گيلاني جذاب و جالب توجه بود زيرا كه منطقه سياهكل و ديلمان داراي جاذبه هاي گردشگري فوق العاده زيادي است امّا به دليل كمبود و حتي نبود محل اسكان مناسب براي مسافران و گردشگران، فرصت هاي گردشگري و كارآفريني اش را از دست مي دهد.
"جناب آقاي كاظمي" كه در طول سخنراني با شور و هيجان خاصي از روند كار صحبت مي كردند- نشان دهنده ي انگيزه ي بالاي ايشان است- سخنانشان را با ارائه يك پيشنهاد به دانشجويان و كارآفرينان به انتها رساندند : "دست به قلم شده و فكرهايتان را به روي كاغذ منتقل كنيد."
هنوز سخنران بعدي به جايگاه دعوت نشده بود كه "سركار خانم احمدي" از عوامل كوشا و فعال برگزاري سمينار و عضو انجمن علمي دانشكده از "آقاي ساسان" تقاضا كردند تا  براي لحظاتي با دانشجويان سخن بگويند. سخنان ايشان در چند نكته ي كوتاه ولي كليدي خلاصه شد:
-    در هر رشته اي كه هستيد، بايد مطالعه داشته باشيد.
-    در اين صنعت – توريسم – خسيس و بد اخلاق نباشيد!
-    با ورود به اين صنعت،درب هاي تازه اي از زندگي به روي شما گشوده خواهد شد.
-    راهنماي تور، مهربانتر، با صفاتر و صميمي تر از راهنماي ايراني وجود ندارد!
و جمله ي پاياني با تشبيهي بسيار جالب اينكه: "ايراني مثل سيب گلاب است، و عطر سيب گلاب در هيچيك از سيب هاي دنيا وجود ندارد!"
سپس با تشويق و همراهي حضار، "جناب آقاي سليماني"–كارآفرين حوزه ي گردشگري دريايي – به جايگاه دعوت شدند. ايشان كه" عضو كميته ملّي گردشگري درياي ايران" و "شركت كيش پارس مارين" هستند، سخنان خود را با جمله اي، با درون مايه ي طنز آغاز نمودند كه "صنعت گردشگري دريايي، صنعت شتر گاو پلنگ است" چرا كه هيچ سازمان و نهادي مسئوليت مستقيم آن را بر عهده نمي گيرد. و با اينكه در برنامه چهارم و پنجم توسعه مطرح شده امّا هنوز تعريف مشخصي از اين صنعت ارائه نشده است. به هر حال، ايشان به تعريف يك خطي از اين صنعت بسنده كردند  و گردشگري دريايي را شامل هر گونه فعاليت گردشگري در دريا، ساحل، فراساحل، رودخانه ها، تالابها و استخرها دانستند.
همچنين در ادامه، از مشكلات و موانع كار،جبر طبيعت و ترس توريسم ايراني از صنعت گردشگري دريايي  سخن گفته و با تاكيد بر فقدان متولي براي اين صنعت،يكي ديگر از مهمترين چالش هاي اين صنعت را اينگونه توصيف كردند كه فرهنگ گردشگري دريايي نه در ميان گردشگران ايراني و نه در ميان مسئولين امر، جا نيفتاده است. ايشان به ساخت اولين كشتي و اولين بندر تفريحي در شمال ايران و اولين مجتمع فراساحلي ايران اشاره كردند و فرمودند علي رغم اين كه ا صنعت مذكور در دنيا يكي از گرانترين بخش هاي توريسم است، اما متأسفانه در ايران استقبال چنداني از آن نميشود.
"جناب سليماني" در پايان سخنانشان، از دانشجويان دعوت كردند تا بين دانشگاه و كميته ملّي گردشگري دريايي ارتباط متقابلي برقرار نمايند و دو شرط را براي ورود به اين صنعت لازم دانستند: "1. عاشق باشيد 2. ديوانه باشيد انتخاب با شماست!"
و سرانجام در پايان اين سمينار پربار، دو ميهمان خارجي ديگر از كشور ارمنستان داشتيم، كه آنها نيز در مورد جاذبه هاي گردشگري و مكان هاي تاريخي كشورشان با پخش ويدئو كليپي،به ايراد سخن پرداختند. و در نهايت با اهداي يادبود توسط "جناب آقاي دكتر سجادي" به ميهمانان، برنامه خاتمه يافت. و من ماندم و يك تجربه ي جالب و جرقه هاي تازه اي كه در ذهنم ايجاد شده بود. اميدوارم با برپايي اينگونه سمينارها و همايش ها به تبادل اطلاعات و تجربه ميان كارآفرينان و دانشجويان پرداخته تا با تلفيق دانش و تجربه و مدد مسئولان، شايد ما نيز در آينده ي نه چندان دور سفيران خوبي براي مرز پرگهر ايران عزيزمان باشيم. به اميد آن روز  و داشتن ايراني بيش از پيش كارآفرين...

دانلود فایل pdf


 

کاربران آنلاین | گروه ها | درباره ما | تماس با ما | قوانین | همکاری با ما